برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

quartermaster

/ˈkwɔːrtərˌmæstər/ /ˈkwɔːtəmɑːstə/

معنی: سر رشته دار
معانی دیگر: (ارتش) سررشته دار، متصدی

بررسی کلمه quartermaster

اسم ( noun )
(1) تعریف: in the military, an officer who arranges for and distributes food, housing, clothing, and other provisions.

(2) تعریف: on a ship, one who is responsible for navigation, signaling, and the like.

واژه quartermaster در جمله های نمونه

1. The quartermaster is in charge of stores.
[ترجمه ترگمان]گروهبان به انبار رفته‌است
[ترجمه گوگل]ریاست جمهوری مسئول فروشگاه ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Bauthumley fought for Parliament and rose to be quartermaster in Colonel Cox's regiment.
[ترجمه ترگمان]Bauthumley برای پارلمان جنگیده و در هنگ سرهنگ ریاست کرده بود
[ترجمه گوگل]Bauthumley برای پارلمان مبارزه کرد و به عنوان قوماندان در هنگ کلکس کوکس بزرگ شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The army offered a commission in the quartermaster corps, but Frank proudly refused and gamely enlisted as a private.
[ترجمه ترگمان]ارتش ماموریت خود را در گروه گروهبان انجام داد، ولی فرانک با غرور نپذیرفت و با شجاعت به عنوان یک بخش خصوصی نام‌نویسی کرد
[ترجمه گوگل]ارتش یک کمیسیون را در سپاه فدرال ارائه داد، اما فرانک با افتخار رد کرد و به عنوان یک خصوصی خصوصی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The coxswain and the quartermaster were killed at the wheel, and Nigel Tibbets took the helm.
[ترجمه ...

مترادف quartermaster

سر رشته دار (اسم)
quartermaster

معنی عبارات مرتبط با quartermaster به فارسی

(سابقا - ارتش امریکا) سررشته داری (امروزه نام آن را u.s. army materiel command گذاشته اند)
رئیس کل کارپردازی ارتش

معنی کلمه quartermaster به انگلیسی

quartermaster
• petty ship officer; army officer responsible for providing troops with basic necessities (such as housing, clothing, etc.)
• a quartermaster is an army officer who is responsible for accommodation, food, and equipment.
quartermaster branch
• branch of the military responsible for supplies and ammunition, branch of the general staff
quartermaster corps
• military corps which provides equipment and supplies (logistics)
quartermaster general
• head of the military unit responsible for equipment and supplies (logistics)
quartermaster general branch ghq
• military branch responsible for equipment and supplies (logistics)
quartermaster sergeant
• sergeant of a logistics unit

quartermaster را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sanane
فرمانروا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی quartermaster

کلمه : quartermaster
املای فارسی : قوارترمستر
اشتباه تایپی : ضعشقفثقئشسفثق
عکس quartermaster : در گوگل

آیا معنی quartermaster مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )