برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

quarrelsomeness


معنی: فتنه جویی
معانی دیگر: ستیزه جوئى، نزاع طلبى، جنگجوئى

مترادف quarrelsomeness

فتنه جویی (اسم)
mischievousness , quarrelsomeness , seditiousness

معنی کلمه quarrelsomeness به انگلیسی

quarrelsomeness
• state of being inclined to quarrel, argumentativeness, contentiousness

quarrelsomeness را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی quarrelsomeness

کلمه : quarrelsomeness
املای فارسی : قواررلسمنس
اشتباه تایپی : ضعشققثمسخئثدثسس
عکس quarrelsomeness : در گوگل

آیا معنی quarrelsomeness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )