برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1574 100 1
شبکه مترجمین ایران

quantification

/ˌkwɑːntəfəˈkeɪʃən/ /ˈkwɒntɪfaɪ/

معنی: تعریف، تعیین خاصیت، معرفی عناصر یک جسم

واژه quantification در جمله های نمونه

1. Others are more susceptible to attempts at quantification.
[ترجمه ترگمان]برخی دیگر نسبت به تلاش در تعیین کمیت، آسیب‌پذیر هستند
[ترجمه گوگل]دیگران بیشتر به تلاش برای اندازه گیری حساس هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Statistics grapples with the quantification of such nebulous concepts as probability, certainty and error.
[ترجمه ترگمان]آمار با the مفاهیم nebulous به عنوان احتمال، قطعیت و خطا دست و پنجه نرم می‌کند
[ترجمه گوگل]آمار با محاسبه چنین مفاهیم مبهم به عنوان احتمال، اطمینان و خطا چسبیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The use of quantification in studies of crime tends to obscure this diversity.
[ترجمه ترگمان]استفاده از کمی سازی در مطالعات جرم، این تنوع را مبهم می‌کند
[ترجمه گوگل]استفاده از مقدار سنجی در مطالعات جرم تمایل به مبهم شدن این تنوع دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Quantification of these interactions is essential for a proper discussion of the intestinal effects of dietary calcium and phosphate.
[ترجمه ...

مترادف quantification

تعریف (اسم)
praise , description , explanation , compliment , portrayal , circumscription , definition , quantification , portraiture
تعیین خاصیت (اسم)
quantification
معرفی عناصر یک جسم (اسم)
quantification

معنی quantification در دیکشنری تخصصی

quantification
[ریاضیات] تسویر
[ریاضیات] دامنه ی سور، دامنه ی سورگیری

quantification را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم آقاسی
کمَی کردن
karami
کمی سنجی
Atf93
کمی سازی
ایمان حجتی
کمیت سنجی
سنجش کمیت
تعیین مقدار
تعیین کمیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی quantification

کلمه : quantification
املای فارسی : قوانتیفیکتین
اشتباه تایپی : ضعشدفهبهزشفهخد
عکس quantification : در گوگل

آیا معنی quantification مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )