برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

qualifier

/ˈkwɑːləˌfaɪər/ /ˈkwɒlɪfaɪə/

معنی: فرع اسم یا صفت، توصیف کننده، ملایم سازنده، کلمه توصیفی
معانی دیگر: (شخص یا چیز) واجد شرایط، سزنده، شایسته، به درد بخور، (مسابقه) برگزیده برای دور بعد، راه یافته به دوره ی بعد

بررسی کلمه qualifier

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person or thing that qualifies, esp. to participate in a competition.

(2) تعریف: in grammar, a word such as an adjective or adverb, or a word group that modifies the meaning of another word or word group; modifier.

واژه qualifier در جمله های نمونه

1. In 'the open door', 'open' is a qualifier, describing the door.
[ترجمه ترگمان]در در باز، یک بازی انتخابی است و در را توصیف می‌کند
[ترجمه گوگل]در 'درب باز'، 'باز' ​​مقدماتی است، توصیف درب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Kenya's Robert Kibe was the fastest qualifier for the 800 metres final.
[ترجمه ترگمان]روبرت Kibe از کنیا سریع‌ترین گزینه انتخابی برای فینال ۸۰۰ متر بود
[ترجمه گوگل]رابرت کیب کنیا سریع ترین مقدماتی برای نهایی 800 متر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Scotland were ahead in their European championship qualifier in Iceland.
[ترجمه ترگمان]اسکاتلند در مسابقات انتخابی قهرمانی اروپا در ایسلند قرار داشت
[ترجمه گوگل]اسکاتلند در مقدماتی قهرمانی اروپا در ایسلند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Belgium and Italy are playing in tonight's qualifier.
[ترجمه ترگمان]بلژیک و ایتالیا در مسابقات انتخابی امشب بازی می‌کنند
[ترجمه گوگل]بلژیک و ایتالیا در رقابت های امشب بازی می کنند
...

مترادف qualifier

فرع اسم یا صفت (اسم)
qualifier
توصیف کننده (اسم)
qualifier
ملایم سازنده (اسم)
qualifier
کلمه توصیفی (اسم)
qualifier

معنی کلمه qualifier به انگلیسی

qualifier
• modifier, word that modifies the meaning of another word (grammar); limiter, something that restricts; authorizer, trainer
• a qualifier is a person or thing that qualifies for something, especially a person who is successful in the first part of a competition and qualifies for the main competition or the next round.
• a qualifier is a race or competition that entrants must win or do well in so that they can progress to a more important race or competition.

qualifier را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسمیا ُ
اسمیا ُ
محمد یابنده
ملایم سازنده، فرع اسم یا صفت، کلمه توصیفی، توصیف کننده
علیرضا حسن پور
بازی تعیین کننده
علیرضا حسن پور
بازیِ انتخابی
m.javid
تعیین کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی qualifier

کلمه : qualifier
املای فارسی : قوالیفیر
اشتباه تایپی : ضعشمهبهثق
عکس qualifier : در گوگل

آیا معنی qualifier مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )