برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1575 100 1
شبکه مترجمین ایران

qualified

/ˈkwɑːləˌfaɪd/ /ˈkwɒlɪfaɪd/

معنی: قابل، شایسته، واجد شرایط، مشروط، دارای شرایط لازم، توصیف شده
معانی دیگر: سزنده، صلاحیت دار، دارای قید و شرط

بررسی کلمه qualified

صفت ( adjective )
مشتقات: qualifiedly (adv.)
(1) تعریف: having the required competency, qualities, or skills, esp. for a job.
مترادف: able, capable, competent, experienced
متضاد: ineligible, unqualified
مشابه: accomplished, adept, certified, eligible, expert, fit, licensed, practiced, proficient, skilled, trained, well-versed

(2) تعریف: restricted, modified, or limited.
مترادف: conditional, limited, modified, restricted
متضاد: absolute, categorical, unqualified
مشابه: altered, circumscribed, confined, contingent, provisional

- The board approved a qualified version of your plan.
[ترجمه ترگمان] هییت یک نسخه واجد شرایط از برنامه شما را تایید کرد
[ترجمه گوگل] هیئت مدیره نسخه واجد شرایط طرح شما را تایید کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه qualified در جمله های نمونه

1. a qualified consent
رضایت مشروط

2. better qualified
واجد شرایط بهتر

3. coffee qualified with cognac
قهوه‌ای که در آن کنیاک ریخته‌اند

4. no qualified student should hesitate to register
هیچ دانشجوی واجد شرایط نباید در نام‌نویسی تردید کند.

5. time qualified the fire of their love
زمان آتش عشق آنان را ملایم‌تر کرد.

6. she was qualified by court order as an executor
طبق حکم دادگاه او صلاحیت قیم شدن را داشت.

7. he is academically qualified
او از نظر علمی واجد شرایط است.

8. she is eminently qualified for this job
او برای این شغل کاملا صلاحیت دارد.

9. she is exceptionally qualified for this job
او به طور استثنایی شایسته‌ی این شغل است.

10. the professor clearly qualified each one of his main points
استاد هر یک از نکات اصلی خود را به روشنی وصف کرد.

11. there are always openings for qualified engineers
برای مهندسان واجد شرایط همیشه جای خالی وجود دارد.

12. a first-year medical student is not qualified to perform a surgical operation ...

مترادف qualified

قابل (صفت)
able , capable , good , qualified , apt , thorough-paced
شایسته (صفت)
able , good , qualified , apt , fit , worthy , competent , proper , sufficient , suitable , meet , apropos , befitting , intrinsic , seemly , becoming , deserving , meritorious
واجد شرایط (صفت)
qualified , bona fide , eligible
مشروط (صفت)
qualified , contingent , limited , conditional , conditioned , provisional , constitutional , eventual , stipulated
دارای شرایط لازم (صفت)
qualified
توصیف شده (صفت)
qualified

معنی عبارات مرتبط با qualified به فارسی

شایسته یاقابل کارکردن

معنی qualified در دیکشنری تخصصی

qualified
[حقوق] واجد شرایط، واجد صلاحیت، واجد اهلیت، مشروط، مقید، محدود
[ریاضیات] مشروط و مقید، واجد شرایط، حائز شرایط، دارای شرایط
[حقوق] قبولی مشروط
[حقوق] ظهرنویسی مشروط
[حسابداری] اظهارنظر مشروط (حسابرسی)
[حقوق] مالکیت محدود (از قبیل حق عمری یا اشاعه)

معنی کلمه qualified به انگلیسی

qualified
• certified, licensed; able, competent; modified, limited
• someone who is qualified has passed the examinations that they need in order to work in a particular profession.
• if you are qualified to do something, you have the qualities, knowledge, or skills necessary to do it.
• qualified agreement or praise is not total and suggests that you have doubts.
• see also qualify.
qualified person
• person who is certified or licensed to work in a specific field ; competent person
qualified teacher
• authorized instructor, one who has finished his educational studies and received a teaching certificate for his area of expertise
highly qualified
• highly competent, very suitable, having the necessary capabilities or qualifications
poorly qualified
• totally unsuitable, extremely inappropriate

qualified را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

So
واجد شرايط
ماهان
مشروط و مقید ، واجد شرایط ، حائز شرایط ، دارای شرایط
AHN
سزاوار
فرهاد سليمان‌نژاد
نسبي، مثلا qualified successes : موفقيهاي نسبي
Eli
Qualified teacher
Qualified teaching
محدثه فرومدی
واجدالشرایط، مجاز
Mnemon
محدود
limited or restricted in some way
Mini767
قابل قبول
great maz
فارغ التحصیل شدن
Nasim
باکیفیت، مرغوب
محمد کمالی
برگزیده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی qualified

کلمه : qualified
املای فارسی : قوالیفید
اشتباه تایپی : ضعشمهبهثی
عکس qualified : در گوگل

آیا معنی qualified مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )