pygmalionism


روانشناسى : افریده پرستى

پیشنهاد کاربران

پیگ - مِی - لِی - اِ - نی - زِم
🔸 معادل فارسی:
• ( در روانشناسی ) شیفتگی جنسی یا عاطفی به ساخته ی دست خود
• عاشق شدن به مجسمه یا اثر هنریِ ساخته ی خود
• ( در مفهوم گسترده تر ) دلبستگی به یک شیء بی جانِ ساخته شده توسط خود
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "In some cases of pygmalionism, the person prefers the statue to any real human partner. "
در برخی مواردِ پیگمالیونیسم، فرد مجسمه را به هر شریک انسانیِ واقعی ترجیح می دهد.
• "The myth of Pygmalion is the foundation of the psychological concept of pygmalionism. "
اسطوره ی پیگمالیون، پایه و اساس مفهوم روانشناختیِ پیگمالیونیسم است.
• "His obsession with his own artwork bordered on pygmalionism. "
وسواس او نسبت به اثر هنریِ خودش، مرزهای پیگمالیونیسم را لمس می کرد.
🔸 نکته:
• تمایز با اثر پیگمالیون ( Pygmalion Effect ) : این مفهوم را نباید با "اثر پیگمالیون" اشتباه گرفت. اثر پیگمالیون یک پدیده ی اجتماعی - روانشناختیِ کاملاً متفاوت است که در آن، انتظارات بالای دیگران ( مثل معلم یا مدیر ) باعث می شود فرد عملکرد بهتری از خود نشان دهد و به نوعی به آن انتظارات جامه ی عمل بپوشاند ( پیشگویی خود - شکوفا ) . در حالی که پیگمالیونیسم به دلبستگی به شیء اشاره دارد، اثر پیگمالیون به تأثیر انتظارات بر عملکرد .