put up a good fight

انگلیسی به انگلیسی

• fight respectably, make a good effort in fighting

پیشنهاد کاربران

مثالی از مقاومت جانانه، مردانه جنگیدن:
He knew he was going to lose, but he put up a good fight until the very end
می دانست قرار است ببازد، ولی تا آخر جانانه مقاومت کرد.
Our team lost 3–2, but we put up a good fight
تیم ما ۳–۲ باخت، ولی حسابی مقاومت کردیم.
در مسابقات:
مقاومت جانانه کردن
مبارزه جانانه کردن
دفاع کردن. . . . مقاومت کردن
سخت تلاش کردن