put the frighteners on

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کسی را ترساندن ( برای وادار کردن به کاری )
• روی کسی فشار آوردن با تهدید
• ارعاب کردن
🔸 مثال ها:
( تهدید باندی ) The gang put the frighteners on local shopkeepers to pay for "protection".
...
[مشاهده متن کامل]

باند برای گرفتن پول "محافظت"، مغازه داران محل را تهدید و ارعاب می کردند.
( فشار بانکی ) The bank has been sending warning letters to put the frighteners on those whose mortgages are in arrears .
بانک برای تحت فشار قرار دادن افرادی که اقساط وام مسکنشان عقب افتاده، نامه های اخطار فرستاده است.
( ورزشی ) The opposition tried to put the frighteners on us before the match, but we stayed focused.
حریف سعی کرد قبل از مسابقه ما را بترساند، اما ما متمرکز ماندیم .
( طنز ) My dad put the frighteners on my boyfriend when he came to pick me up for our first date.
وقتی دوست پسرم برای اولین قرارم دنبالم آمد، بابا یک حسابی ترساندش.