🔸 معادل فارسی:
• ساده و روشن بگم، رک و پوست کنده
• به زبان ساده، خلاصه و واضح
• بدون پیچوندن، صاف و پوست کنده
• به عبارت ساده تر
🔸 مثال ها:
� "Put plainly, we’re losing money and need to cut costs immediately. "
... [مشاهده متن کامل]
ساده و روشن بگم، داریم ضرر می کنیم و باید فوری هزینه ها رو کم کنیم.
� "Put plainly, she doesn’t like you. "
رک و پوست کنده، اون ازت خوشش نمیاد.
� "The manager put it plainly: if we don’t meet the deadline, we’re all in trouble. "
مدیر به زبان ساده گفت: اگه ددلاین رو رعایت نکنیم، همه مون به دردسر می افتیم.
• ساده و روشن بگم، رک و پوست کنده
• به زبان ساده، خلاصه و واضح
• بدون پیچوندن، صاف و پوست کنده
• به عبارت ساده تر
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ساده و روشن بگم، داریم ضرر می کنیم و باید فوری هزینه ها رو کم کنیم.
رک و پوست کنده، اون ازت خوشش نمیاد.
مدیر به زبان ساده گفت: اگه ددلاین رو رعایت نکنیم، همه مون به دردسر می افتیم.
اگر بخواهم رک و پوست کنده بگویم . . .