🔸 معادل فارسی:
خودت رو به خطر انداختن، همه چیز رو به میدان آوردن
حیثیت، شغل یا موقعیتت رو به خطر انداختن
( در مفهوم عمیق تر ) پذیرفتن مسئولیت کامل با آگاهی از عواقبش
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
"She put herself on the line to defend her colleague. "
حیثیتش رو به خطر انداخت تا از همکارش دفاع کنه.
"He put his career on the line by exposing the corruption. "
با افشای فساد، کارش رو به مخاطره انداخت.
"I'm putting myself on the line here — this project has to succeed. "
دارم همه چیزم رو روی این می ذارم — این پروژه باید موفق بشه.
خودت رو به خطر انداختن، همه چیز رو به میدان آوردن
حیثیت، شغل یا موقعیتت رو به خطر انداختن
( در مفهوم عمیق تر ) پذیرفتن مسئولیت کامل با آگاهی از عواقبش
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
حیثیتش رو به خطر انداخت تا از همکارش دفاع کنه.
با افشای فساد، کارش رو به مخاطره انداخت.
دارم همه چیزم رو روی این می ذارم — این پروژه باید موفق بشه.