put one's papers in

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• استعفا دادن
• بازنشسته شدن
• درخواست بازنشستگی دادن
مثال؛
I'm thinking of putting my papers in next month.
دارم فکر می کنم ماه آینده استعفا بدم.
She put her papers in after the disagreement with the boss.
...
[مشاهده متن کامل]

بعد از اختلاف نظر با رئیس، استعفا داد.
He's the third employee to put his papers in this week.
او سومین کارمندی است که این هفته استعفا می دهد.
After 40 years of teaching, it's time to put my papers in.
بعد از ۴۰ سال تدریس، وقتشه بازنشسته شم.