🔸 معادل فارسی:
• با جان و دل زحمت کشیدن، جان و دل گذاشتن برای کاری
• با تمام وجود انجام دادن
• دل به کار زدن، از ته دل تلاش کردن
• عاشقانه و با تعهد کامل کاری را انجام دادن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
"She really put her heart into that performance. It was unforgettable. "
او واقعاً برای آن اجرا جان کند. فراموش نشدنی بود.
"If you don't put your heart into your work, you'll never be truly successful. "
اگر دلت را به کارت نزنی، هیچ وقت واقعاً موفق نخواهی شد.
"He put his heart into building that house for his family. "
او برای ساختن آن خانه برای خانواده اش جان و دل گذاشت.
• با جان و دل زحمت کشیدن، جان و دل گذاشتن برای کاری
• با تمام وجود انجام دادن
• دل به کار زدن، از ته دل تلاش کردن
• عاشقانه و با تعهد کامل کاری را انجام دادن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او واقعاً برای آن اجرا جان کند. فراموش نشدنی بود.
اگر دلت را به کارت نزنی، هیچ وقت واقعاً موفق نخواهی شد.
او برای ساختن آن خانه برای خانواده اش جان و دل گذاشت.