🔸 معادل فارسی:
در بافت کار و تلاش: سر در لاک خود بردن | با تمرکز کار کردن | بی سروصدا تلاش کردن | زحمت کشیدن | تلاش خستگی ناپذیر کردن | سر به زیر انداختن و کار کردن
در بافت استراحت: سر بر بالین گذاشتن | خوابیدن | استراحت کردن | سر زمین گذاشتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• بافت کار: I'm just going to put my head down and finish this report.
فقط می خواهم سرم را پایین بیندازم و این گزارش را تمام کنم.
• بافت کار: He put his head down and studied for months before the exam.
او ماه ها سر در لاک خودش کرد و برای امتحان درس خواند.
• بافت کار: If we all put our heads down, we can meet the deadline.
اگر همه با تمرکز کار کنیم، می توانیم به مهلت برسیم.
• بافت استراحت: I'm exhausted — I'm going to put my head down for an hour.
خسته ام — می خواهم یک ساعت سر بر بالین بگذارم.
• بافت استراحت: She put her head down on the desk and fell asleep.
او سرش را روی میز گذاشت و خوابش برد.
در بافت کار و تلاش: سر در لاک خود بردن | با تمرکز کار کردن | بی سروصدا تلاش کردن | زحمت کشیدن | تلاش خستگی ناپذیر کردن | سر به زیر انداختن و کار کردن
در بافت استراحت: سر بر بالین گذاشتن | خوابیدن | استراحت کردن | سر زمین گذاشتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• بافت کار: I'm just going to put my head down and finish this report.
فقط می خواهم سرم را پایین بیندازم و این گزارش را تمام کنم.
• بافت کار: He put his head down and studied for months before the exam.
او ماه ها سر در لاک خودش کرد و برای امتحان درس خواند.
• بافت کار: If we all put our heads down, we can meet the deadline.
اگر همه با تمرکز کار کنیم، می توانیم به مهلت برسیم.
• بافت استراحت: I'm exhausted — I'm going to put my head down for an hour.
خسته ام — می خواهم یک ساعت سر بر بالین بگذارم.
• بافت استراحت: She put her head down on the desk and fell asleep.
او سرش را روی میز گذاشت و خوابش برد.