🔸 معادل فارسی:
اولویت پایین دادن، فعلاً کنار گذاشتن
مشغول نشدن به چیزی تا وقت بهتر
( در مفهوم گسترده تر ) چیزی رو نه رد کردن، نه فراموش کردن — فقط فعلاً کم اهمیت تر دیدن
🔸 مثال ها:
"We've put the expansion plans on the back burner for now. "
... [مشاهده متن کامل]
فعلاً طرح های توسعه رو اولویت پایین دادیم.
"She put her personal life on the back burner to focus on her career. "
زندگی شخصیش رو کنار گذاشت تا روی کارش تمرکز کنه.
"The project has been on the back burner for months — it's time to revisit it. "
این پروژه ماه هاست معطل مونده — وقتشه دوباره بهش برگردیم.
اولویت پایین دادن، فعلاً کنار گذاشتن
مشغول نشدن به چیزی تا وقت بهتر
( در مفهوم گسترده تر ) چیزی رو نه رد کردن، نه فراموش کردن — فقط فعلاً کم اهمیت تر دیدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
فعلاً طرح های توسعه رو اولویت پایین دادیم.
زندگی شخصیش رو کنار گذاشت تا روی کارش تمرکز کنه.
این پروژه ماه هاست معطل مونده — وقتشه دوباره بهش برگردیم.
به بعد موکول کردن
چیزی را در اولویت کم قرار دادن
به چیزی کمتر یا کم فکر کردن یا توجه کردن
برای به تعویق انداختن یا توقف انجام کاری
به چیزی کمتر یا کم فکر کردن یا توجه کردن
برای به تعویق انداختن یا توقف انجام کاری
به تعویق انداختن