put my finger on it

پیشنهاد کاربران

�دقیقاً دست گذاشتن روی چیزی�
�سر در آوردن از چیزی�
�فهمیدن علت دقیق چیزی�
نکته کاربردی برای زبان آموزان:
وقتی کسی حس می کند چیزی درست نیست یا کسی را می شناسد اما نمی تواند دلیل یا جزئیات دقیق آن را بیان کند، از این اصطلاح استفاده می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال های بیشتر:
Something is wrong with this machine, but I can’t quite put my finger on it.
( یک جای این دستگاه ایراد دارد، اما نمی توانم دقیقاً بگویم کجایش / نمی توانم دست بگذارم روی ایرادش. )

انگشت روی چیزی گذاشتن – در مورد چیزی نظر قاطع دادن
i don't know