معمولاً به معنای ایجاد یا اعمال یک سیستم، استاندارد، یا روش برای ارزیابی، تنظیم، یا مدیریت چیزی است. این عبارت بر افزودن ساختار، کنترل، یا پاسخگویی به یک وضعیت یا فرآیند تأکید دارد.
این عبارت اغلب در زمینه های حرفه ای یا رسمی استفاده می شود، به ویژه در بحث های مربوط به سیاست گذاری، تغییرات سازمانی، یا حل مسائل. این عبارت اهمیت پاسخگویی و پیشرفت را برجسته می کند.
... [مشاهده متن کامل]
مترادف: Implement controls, establish standards, introduce measures, impose regulations.
مثال؛
To ensure safety at the factory, the management decided to put new measures in place.
The government is putting measures in to reduce air pollution in the city.
این عبارت اغلب در زمینه های حرفه ای یا رسمی استفاده می شود، به ویژه در بحث های مربوط به سیاست گذاری، تغییرات سازمانی، یا حل مسائل. این عبارت اهمیت پاسخگویی و پیشرفت را برجسته می کند.
... [مشاهده متن کامل]
مترادف: Implement controls, establish standards, introduce measures, impose regulations.
مثال؛
اصطلاح "put measures in" به معنی "اقداماتی انجام دادن" یا "تدابیری اندیشیدن" است. در محاوره، می توان آن را به شکل های زیر ترجمه کرد:
یه سری کارا کرد
یه تدابیری چید
حواسش بود و اقدام کرد
راهکارایی گذاشت
یه سری کارا کرد
یه تدابیری چید
حواسش بود و اقدام کرد
راهکارایی گذاشت