بر عهده گرفتن تمام مسئولیت ها، پذیرفتن همه تقصیرها یا انجام دادن کل کار به تنهایی.
مثال؛
۱. When the project failed, the manager decided to put it all on his back rather than blaming his team.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی پروژه شکست خورد، مدیر تصمیم گرفت به جای سرزنش تیمش، تمام تقصیر را به گردن بگیرد.
۲. You can't put it all on your back; you need to learn to delegate tasks to others.
نمی توانی همه کارها را به تنهایی انجام دهی؛ باید یاد بگیری کارها را به دیگران محول کنی.
۳. She put it all on her back to organize the charity event without asking for any help.
او بدون اینکه از کسی کمک بخواهد، مسئولیت کامل برگزاری مراسم خیریه را بر عهده گرفت.
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
وقتی پروژه شکست خورد، مدیر تصمیم گرفت به جای سرزنش تیمش، تمام تقصیر را به گردن بگیرد.
نمی توانی همه کارها را به تنهایی انجام دهی؛ باید یاد بگیری کارها را به دیگران محول کنی.
او بدون اینکه از کسی کمک بخواهد، مسئولیت کامل برگزاری مراسم خیریه را بر عهده گرفت.