put in one's papers

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• استعفا دادن ( به صورت رسمی )
• درخواست بازنشستگی کردن
🔸 مثال ها:
• “After the scandal, the minister put in his papers. ”
بعد از اون رسوایی، وزیر استعفا داد.

...
[مشاهده متن کامل]

• “He’s thinking of putting in his papers and retiring early. ”
داره به این فکر می کنه که درخواست بازنشستگی بده و زودتر بازنشسته بشه.
🔸 نکته:
این عبارت بیشتر در انگلیسی بریتانیایی کاربرد داره و حالت رسمی داره. �Papers� همون مدارک و نامه استعفاست. معادل غیررسمی ترش میشه “hand in one’s notice” یا “quit”.