put in a good word for somebody

پیشنهاد کاربران

Put in a good word for someone
🔸 معادل فارسی:
• پشت کسی حرف زدن ( مثبت ) ، واسطه گری خوب کردن
• برای کسی لابی کردن، سفارش کسی را کردن
• از کسی تعریف کردن ( در جایی که به نفع او باشد )
🔸 مثال ها ( با ترجمهٔ روان ) :
...
[مشاهده متن کامل]

"I heard you know the hiring manager. Could you put in a good word for me?"
شنیده ام که مدیر استخدام را می شناسی. می شود یک لطفی در حق من بکنی و سفارشم کنی؟
"My old professor put in a good word for me, and that's how I got the scholarship. "
استاد قدیمی ام برای من لابی کرد و به این خاطر بود که من بورس گرفتم.
"I don't need you to put in a good word for me. I want to get the job on my own merit. "
نیاز ندارم سفارش منو بکنی. می خواهم این شغل را با توان خودم به دست بیاورم.

به کسی انرژی مثبت دادن
به کسی حرف مثبت زدن
سفارش کسی را کردن
سفارش کسی را کردن