put all one's eggs in one basket

/pʊt ɔl wʌnz ɛgz ɪn wʌn ˈbæskət//pʊt ɔːl wʌnz ɛgz ɪn wʌn ˈbɑːskɪt/

همه ی دارایی خود را در یک کار (یا معامله) به کار زدن (و به مخاطره انداختن)

به انگلیسی

• invested everything in one thing

پیشنهاد کاربران

معنی اصطلاحی:
هرگز با دوپا عمق رودخانه را نسنج

توضیح فارسی:
هرگز کل زمان و منابع خود را یکباره روی یک چیز قرار ندهید.
توضیح درباره اصطلاح put all one's eggs in one basket
اگر کسی همه تخم مرغ هایش ( دارایی هایش ) را در یک سبد قرار دهد و آن سبد از دستش بیفتد، آن فرد تمام دارایی خود را از دست داده و دیگر تخم مرغی نخواهد داشت.

منبع: سایت بیاموز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما