put a time to

پیشنهاد کاربران

تعیین کردن زمان برای، مشخص کردن زمان ( معمولاً برای شروع یا پایان کاری ) .
مثال ها:
۱. We need to put a time to the meeting so everyone knows when to arrive.
ما باید زمانی را برای جلسه تعیین کنیم تا همه بدانند چه زمانی باید برسند.
...
[مشاهده متن کامل]

۲. It is difficult to put a time to when the project will be completely finished.
تعیین زمان دقیقی برای اینکه پروژه کی تمام می شود، دشوار است.
۳. The government decided to put a time to the negotiations.
دولت تصمیم گرفت زمانی را برای مذاکرات مشخص کند.