put a spanner in the works

پیشنهاد کاربران

put/throw a spanner in the works
🔸 معادل فارسی:
چوب لای چرخ گذاشتن ( رایج ترین معادل )
برنامه را به هم ریختن، اختلال ایجاد کردن، نقشه را خراب کردن
مانع ایجاد کردن، سنگ انداختن در مسیر
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
( ورزشی – نقشه تیم دیگر را خراب کردن )
"West Ham will be out to put a spanner in the works at Old Trafford today as they look to wreck United's title dream. "
وست هام امروز به اولدترافورد می آید تا چوب لای چرخ رویاهای قهرمانی منچستریونایتد بگذارد و آن را خراب کند.
( برنامه سفر به هم می خورد )
"The babysitter canceled on us at the last minute, which really threw a spanner in the works for our date night. "
پرستار بچه در آخرین لحظه کنسل کرد که واقعاً برنامه شب قرارمان را به هم ریخت.
( مخالفت با یک پروژه بزرگ )
"A new motorway was planned, but a group of ecologists managed to put a spanner in the works. "
بزرگراه جدیدی طرح ریزی شده بود، اما گروهی از محیط بانان موفق شدند چوب لای چرخ آن بگذارند.
( در یک رابطه )
"Everything was going well until his ex - girlfriend threw a spanner in the works. "
همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه دوست دختر سابقش چوب لای چرخ گذاشت.

چوب لای چرخ کسی گذاشتن
سنگ جلوی پای کسی انداختن
مانع از موفقیت شدن
پوکیدن برنامه ای
خراب کردن چیزی مثلا: نقشه یا جلوگیری کردن از موفق شدن آن