put a lien

پیشنهاد کاربران

🔹 معادل فارسی
- توقیف حقوقی
- گذاشتن حق رهن/وثیقه
- اعمال حق طلب بر دارایی
- - -
🔹 تعریف ها
1. ** ( حقوقی – اصلی ) :** اقدام قانونی برای گرفتن حق ادعا بر دارایی یا ملک شخصی تا زمانی که بدهی یا تعهد پرداخت شود.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال: *The bank put a lien on his house until the loan was repaid. *
بانک بر خانه ی او **حق توقیف قانونی گذاشت** تا وام بازپرداخت شود.
2. ** ( مالی – کاربردی ) :** ابزاری برای تضمین بدهی؛ طلبکار می تواند با �lien� دارایی بدهکار را تحت کنترل بگیرد.
مثال: *The contractor put a lien on the property for unpaid work. *
پیمانکار به دلیل کار پرداخت نشده بر ملک **حق رهن گذاشت**.
- - -
🔹 مترادف ها
place a claim – impose a charge – attach property – encumber