pushes up costs

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• هزینه ها را افزایش دادن / بالا بردن قیمت ها
• باعث گران تر شدن تولید یا ارائه ی کالا یا خدمات شدن
• ( در کاربرد خبری ) به عنوان عاملی برای رشد تورم یا افزایش قیمت تمام شده
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

The rise in fuel prices has pushed up transport costs significantly.
افزایش قیمت سوخت، هزینه های حمل ونقل را به طور قابل توجهی بالا برده است.
New labour regulations are likely to push up costs for small businesses.
مقررات جدید کار، احتمالاً هزینه ها را برای کسب وکارهای کوچک افزایش خواهد داد.
Currency depreciation pushes up the cost of imported goods.
کاهش ارزش پول ملی، هزینه های کالاهای وارداتی را افزایش می دهد.
The shortage of raw materials has pushed up production costs.
کمبود مواد اولیه، هزینه های تولید را افزایش داده است.