pushaway


ورزش : غلطاندن گوى بولینگ از جلو بدن حرکت پارو با دورشدن تیغه از قایق
شبکه مترجمین ایران

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهورزش : غلطاندن گوى بولینگ از جلو بدن حرک ...
معنی pushaway، مفهوم pushaway، تعریف pushaway، معرفی pushaway، pushaway چیست، pushaway یعنی چی، pushaway یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف p، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف p
کلمه بعدی: pushball
اشتباه تایپی: حعساشصشغ
آوا: /پوشوای/
عکس pushaway : در گوگل
معنی pushaway

پیشنهاد کاربران

کنار زدن
i have push her away
از خودم روندم
i have pushed her away
از خودم روندمِ ش
دور کردن
1 ) Ellie stood up, pushing her plate away
الی وایساده سرِپا ( که بره ) و بشقاب شُ هل داد عقب
2 ) He tried to kiss her but she pushed him away
پسره سعی کرد دختره رو ببوسم ولی اون هل ش داد عقب ( پس ش زد )
3 ) Jack flung himself at Steve, but he simply pushed him away
جَک خودش انداخت رو Steve، ولی استیو به آسونی کنارش زد ( هل ش داد کنار )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما