🔸 معادل فارسی:
• به زیرزمین کشاندن / مخفی کردن
• وادار کردن به فعالیت پنهانی
• سرکوب کردن و به حاشیه راندن
🔸 نکته:
این عبارت معمولاً در مورد فعالیت ها، گروه ها یا عقایدی استفاده میشه که مجبور میشن پنهانی و غیرقانونی کار کنن. وقتی یه چیزی رو �push underground� می کنن، یعنی اونقدر فشار میارن یا محدودیت ایجاد می کنن که دیگه نتونه آشکارا وجود داشته باشه و مجبور بشه بره زیرزمینی کار کنه.
... [مشاهده متن کامل]
معمولاً بار منفی داره و نشون دهنده سرکوب یا محدودیت شدیده.
🔸 مثال ها:
• “The new law pushed many small businesses underground. ”
قانون جدید خیلی از کسب وکارهای کوچیک رو به فعالیت زیرزمینی کشاند
• “You can’t push an idea like that underground – people will always find a way to talk about it. ”
نمی تونی همچین ایده ای رو سرکوب کنی – مردم همیشه راهی برای حرف زدن درباره اش پیدا می کنن
• “The regime tried to push the opposition underground, but they continued their work in secret. ”
رژیم سعی کرد مخالفان رو به حاشیه برونه، اما اونا کارشون رو مخفیانه ادامه دادن
• به زیرزمین کشاندن / مخفی کردن
• وادار کردن به فعالیت پنهانی
• سرکوب کردن و به حاشیه راندن
🔸 نکته:
این عبارت معمولاً در مورد فعالیت ها، گروه ها یا عقایدی استفاده میشه که مجبور میشن پنهانی و غیرقانونی کار کنن. وقتی یه چیزی رو �push underground� می کنن، یعنی اونقدر فشار میارن یا محدودیت ایجاد می کنن که دیگه نتونه آشکارا وجود داشته باشه و مجبور بشه بره زیرزمینی کار کنه.
... [مشاهده متن کامل]
معمولاً بار منفی داره و نشون دهنده سرکوب یا محدودیت شدیده.
🔸 مثال ها:
قانون جدید خیلی از کسب وکارهای کوچیک رو به فعالیت زیرزمینی کشاند
نمی تونی همچین ایده ای رو سرکوب کنی – مردم همیشه راهی برای حرف زدن درباره اش پیدا می کنن
رژیم سعی کرد مخالفان رو به حاشیه برونه، اما اونا کارشون رو مخفیانه ادامه دادن