push for

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
push for را با press for ( فشار آوردن برای ) و call for ( خواستار شدن ) اشتباه نگیرید.
press for تقریباً هم معناست و بر فشار مستمر تأکید دارد
call for بر درخواست علنی و رسمی تمرکز دارد، در حالی که push for بر تلاش فعالانه و پیگیرانه برای رسیدن به نتیجه تأکید می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

دقت کنید که push در این عبارت فعل است و با push به معنای هل دادن اشتباه نشود.

🔸 مثال ها:
• The Dems are pushing for new healthcare legislation.
دموکرات ها برای تصویب قانون جدید مراقبت های بهداشتی فشار می آورند.
• Activists pushed for stronger environmental protections.
...
[مشاهده متن کامل]

فعالان برای حفاظت های زیست محیطی قوی تر فشار آوردند.
• The union is pushing for higher wages.
اتحادیه برای دستمزدهای بالاتر تلاش می کند.

اصرار کردن
اصرار ورزیدن
پافشاری کردن
. They started pushing for us to move back to home
اصرار کردن که برگردیم خونه.
try to make sth happen because you think it is important
اصرار ورزیدن
سخت تلاش کردن درجهت رسیدن به چیزی یا هدفی
سخت کوشیدن برای دستیابی به خواسته یا هدفی
زحمت کشیدن برای انجام کاری یا رسیدن به هدفی
زور زدن/ به خود فشار آوردن درجهت انجام کاری یا رسیدن به هدفی
خواستار چیزی شدن
تقاضای چیزی را کردن
تشویق به انجام کاری
جوش زدن برای کاری
تلاش و تقلا کردن برای انجام کاری. . .
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)