🔸 معادل فارسی:
• اگر کار به جاهای باریک بکشد
• اگر دست به یقه شود
• اگر کار به سختی و درگیری بکشد
• اگر راه دیگری نماند
🔸 مثال ها:
( کار و بحران ) He seems calm and nice, but when push comes to shove, he’s ruthless.
... [مشاهده متن کامل]
به نظر آرام و خوش برخورد می آید، ولی وقتی کار به جاهای باریک بکشد، بی رحم است.
( روابط دوستانه ) You promise to help me move, but will you actually show up when push comes to shove?
قول می دهی در جابه جایی کمک کنی، ولی وقتی کار به سختی بکشد واقعاً می آیی؟
( تصمیم جدی ) I hope it doesn’t come to that, but if push comes to shove, I’ll sell my car.
امیدوارم به آنجا نکشد، ولی اگر راه دیگری نماند، ماشینم را می فروشم.
• اگر کار به جاهای باریک بکشد
• اگر دست به یقه شود
• اگر کار به سختی و درگیری بکشد
• اگر راه دیگری نماند
🔸 مثال ها:
( کار و بحران ) He seems calm and nice, but when push comes to shove, he’s ruthless.
... [مشاهده متن کامل]
به نظر آرام و خوش برخورد می آید، ولی وقتی کار به جاهای باریک بکشد، بی رحم است.
( روابط دوستانه ) You promise to help me move, but will you actually show up when push comes to shove?
قول می دهی در جابه جایی کمک کنی، ولی وقتی کار به سختی بکشد واقعاً می آیی؟
( تصمیم جدی ) I hope it doesn’t come to that, but if push comes to shove, I’ll sell my car.
امیدوارم به آنجا نکشد، ولی اگر راه دیگری نماند، ماشینم را می فروشم.
تو مخمصه افتادن
مثال Only a few people were there to help me when push came to shove.
وقتی من تو مخمصه افتادم فقط تعدادی کمی اونجا بودند که به من کمک کنند.
مثال Only a few people were there to help me when push came to shove.
وقتی من تو مخمصه افتادم فقط تعدادی کمی اونجا بودند که به من کمک کنند.