purge out

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• پاکسازی کردن • بیرون راندن • حذف کردن • زدودن • تخلیه کردن
🔸 مثال ها:
• Party leaders moved to purge out corrupt officials.
رهبران حزب دست به کار شدند تا مقامات فاسد را پاکسازی کنند.
...
[مشاهده متن کامل]

• The software automatically purges out unread emails after two weeks.
نرم افزار به طور خودکار ایمیل های خوانده نشده را پس از دو هفته پاک می کند.
• Purge out the old leaven, that ye may be a new lump.
فساد و آلودگی های گذشته را از خود بزدایید تا انسانی تازه و پاک شوید ( این عبارت از کتاب مقدس، عهد جدید، رساله اول پولُس به قرنتیان، باب ۵، آیه ۷ ( 1 Corinthians 5:7 ) است ) .