punt to

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
انداختن به گردن کسی، پاس دادن مسئولیت
واگذار کردن تصمیم به دیگری
از زیر مسئولیت شانه خالی کردن
🔸 مثال ها:
"When the manager couldn't decide, he punted to the CEO. "
وقتی مدیر نتونست تصمیم بگیره، مسئولیت رو انداخت گردن مدیرعامل.
...
[مشاهده متن کامل]

"She punted the question to her lawyer instead of answering directly. "
به جای اینکه مستقیم جواب بده، سوال رو به وکیلش واگذار کرد.
"Don't just punt to someone else — make a decision yourself. "
فقط مسئولیت رو به گردن دیگری نینداز — خودت تصمیم بگیر.