🔸 معادل فارسی:
سفر طاقت فرسا
سفر فرساینده
سفر بسیار خسته کننده
سفر جانکاه
سفری که فشار جسمی و روحی زیادی وارد می کند
🔸 مثال:
After a punishing 18 - hour journey, the delegation arrived in Washington.
... [مشاهده متن کامل]
هیئت پس از سفری طاقت فرسای ۱۸ ساعته به واشنگتن رسید.
The team struggled after weeks of punishing travel across three continents.
تیم پس از هفته ها سفر فرساینده در سه قاره با مشکل روبه رو شد.
Diplomats often endure punishing travel schedules during international crises.
دیپلمات ها در جریان بحران های بین المللی اغلب برنامه های سفری بسیار سنگینی را تحمل می کنند.
سفر طاقت فرسا
سفر فرساینده
سفر بسیار خسته کننده
سفر جانکاه
سفری که فشار جسمی و روحی زیادی وارد می کند
🔸 مثال:
... [مشاهده متن کامل]
هیئت پس از سفری طاقت فرسای ۱۸ ساعته به واشنگتن رسید.
تیم پس از هفته ها سفر فرساینده در سه قاره با مشکل روبه رو شد.
دیپلمات ها در جریان بحران های بین المللی اغلب برنامه های سفری بسیار سنگینی را تحمل می کنند.