puncture wound

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• زخم سوراخ شدگی
• زخم ناشی از فرورفتن جسم نوک تیز
🔸 مثال ها:
• He got a puncture wound in his foot after stepping on a nail.
بعد از پا گذاشتن روی میخ، کف پایش زخمی سوراخ شده شد.
...
[مشاهده متن کامل]

• The doctor cleaned the puncture wound and checked for signs of infection.
پزشک زخم سوراخ شده را تمیز کرد و آن را از نظر علائم عفونت بررسی کرد.

پارگی شدید پوست ناشی از فرو رفتن شئ تیز در آن