pumpkin

/ˈpəmpkən//ˈpʌmpkɪn/

معنی: کدو تنبل، ادمکلهخشک
معانی دیگر: کدو حلوایی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a large, roundish, gourdlike orange fruit that has thick edible flesh and is borne on a low-growing vine.

(2) تعریف: the vine that bears this fruit.

(3) تعریف: any of certain squashes related to this plant and fruit.

جمله های نمونه

1. salted and roasted pumpkin seeds
تخمه کدوی نمک زده و برشته

2. The pumpkin is a real monster.
[ترجمه ترگمان]کدوتنبل یه هیولای واقعیه
[ترجمه گوگل]کدو تنبل یک هیولای واقعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Let's have pumpkin pie.
[ترجمه ترگمان]بیا کیک کدو بخوریم
[ترجمه گوگل]بیسکویت کدو تنبل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Pumpkin pie is a traditional American dish served on Thanksgiving.
[ترجمه هدیه] کیک کدوتنبل یک غذای سنتی آمریکایی است که در روز شکرگذاری سرو میشود.
|
[ترجمه ترگمان]کیک پیراشکی یک غذای سنتی آمریکایی است که در روز شکرگزاری سرو می شود
[ترجمه گوگل]کدو تنبل یک غذای سنتی آمریکایی در روز شکرگذاری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Quarter the pumpkin and remove the seeds.
[ترجمه ترگمان]کدوتنبل را برداشت و دانه ها را برداشت
[ترجمه گوگل]کدو تنبل و دانه را حذف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. What does pumpkin taste like ?
[ترجمه ترگمان]کدوتنبل چه مزه ای میده؟
[ترجمه گوگل]کدو تنبل کدام است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The finished pumpkin with a lit candle inside.
[ترجمه ترگمان]کدوتنبل بزرگ با شمعی روشن داخل اتاق شد
[ترجمه گوگل]کدو تنبل با شمع روشن در داخل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The pumpkin looks like a demon mask, the kind that is used to ward off danger and evil.
[ترجمه ترگمان]کدوتنبل شبیه یک ماسک شیطانی است، از آن نوع که برای دفع خطر و شیطان استفاده می شود
[ترجمه گوگل]کدو تنبل به نظر می رسد ماسک دیو، نوعی است که برای از بین بردن خطر و بد استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Another bicycle, another freak pumpkin, this one weighing perhaps more than Lois.
[ترجمه ترگمان]یه دوچرخه دیگه، یه کدوتنبل دیگه، این یکی شاید بیشتر از لوییس باشه
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از دوچرخه، یکی دیگر از کدو تنبل دمدمی مزاجی، این یکی ممکن است بیش از لوییس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A half-cup serving has more beta-carotene than fresh-cooked pumpkin.
[ترجمه ترگمان]دمای نصف فنجان حاوی beta بیشتر از کدوتنبل پخته شده است
[ترجمه گوگل]یک نصف فنجان خوری دارای بتا کاروتن بیشتری نسبت به کدو تنبل تازه تهیه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Pumpkin pie fans will enjoy the butternut squash puree touched with cinnamon.
[ترجمه ترگمان]خمیر پیراشکی کدوتنبل، با پوره squash که به دارچین touched می خورد، لذت خواهند برد
[ترجمه گوگل]طرفداران سیب زمینی کدو تنبل با پوره سیب زمینی سرخ شده با دارچین برخورد می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. What about these two pumpkin pies?
[ترجمه ترگمان]این دوتا پای کدو چی؟
[ترجمه گوگل]در مورد این دو کیک کدو تنبل چیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Back in the corner one of the pumpkin groups is busy at work.
[ترجمه ترگمان]در گوشه اتاق یکی از the مشغول کار است
[ترجمه گوگل]در گوشه یکی از گروه های کدو تنبل مشغول کار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Place the cranberries, pumpkin, apple and raisins in an ovenproof dish.
[ترجمه ترگمان]زغال آخته، کدوتنبل، سیب و کشمش رو در ظرف ovenproof قرار بده
[ترجمه گوگل]خربزه، کدو تنبل، سیب و کشمش را در یک ظرف ضدعفونی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کدو تنبل (اسم)
pumpkin

ادم کله خشک (اسم)
pumpkin

تخصصی

[نساجی] نارنجی - رنگ زرد مایل به سرخ - زرد کدویی

به انگلیسی

• large yellow-orange fruit with tough skin and soft thick flesh; vine that produces this fruit
a pumpkin is a large, round, orange vegetable with a thick skin.

پیشنهاد کاربران

ادویه کدو تنبل یا Pumpkin Pie که ترکیبی از ادویه های گرم مانند: آویشن، جوز هندی، زنجبیل و میخک می باشد
در زبان امیانه امریکایی به معنای عزیز، معشوق، دلدار
کدو تنبل
کدو
Honey
Sweetheart
نارنجی, رنگ کدو حلوایی, نارنجی پر رنگ
در زبان عامیانه و مخصوصا چت به معنای یک فرد عزیز، مهربان، خوش قلب
کدو حلوایی
کدو تنبل
قند عسلم
تُپُلو
قند عسلم !
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما