🔸 معادل فارسی:
• پایان دادن ناگهانی به ( یک پروژه، فعالیت، یا حمایت )
• قطع کردن منابع مالی یا پشتیبانی
• متوقف کردن چیزی که قبلاً در جریان بوده است
🔸 مثال ها:
The government decided to pull the plug on the nuclear deal after months of negotiations.
... [مشاهده متن کامل]
دولت پس از ماه ها مذاکره، تصمیم به پایان دادن ناگهانی به توافق هسته ای گرفت.
The company pulled the plug on the failing project due to budget cuts.
شرکت به دلیل کاهش بودجه، پروژه ی ناموفق را به طور ناگهانی متوقف کرد.
🔸 نکته:
تفاوت این اصطلاح با Shut down، Terminate، و Cut off:
Shut down به معنای تعطیل کردن است و می تواند موقتی یا دائمی باشد.
Terminate به معنای پایان دادن است و معمولاً رسمی و حقوقی است.
Cut off به معنای قطع کردن است و معمولاً به جریان منابع یا ارتباطات اشاره دارد.
Pull the plug on اما تصویری ترین و غیر منتظره ترین گزینه است و به تصمیمی ناگهانی و اغلب جنجالی برای توقف کامل یک فعالیت یا حمایت اشاره دارد، بدون اینکه فرصت زیادی برای بازگشت وجود داشته باشد.
• پایان دادن ناگهانی به ( یک پروژه، فعالیت، یا حمایت )
• قطع کردن منابع مالی یا پشتیبانی
• متوقف کردن چیزی که قبلاً در جریان بوده است
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
دولت پس از ماه ها مذاکره، تصمیم به پایان دادن ناگهانی به توافق هسته ای گرفت.
شرکت به دلیل کاهش بودجه، پروژه ی ناموفق را به طور ناگهانی متوقف کرد.
🔸 نکته:
تفاوت این اصطلاح با Shut down، Terminate، و Cut off:
Shut down به معنای تعطیل کردن است و می تواند موقتی یا دائمی باشد.
Terminate به معنای پایان دادن است و معمولاً رسمی و حقوقی است.
Cut off به معنای قطع کردن است و معمولاً به جریان منابع یا ارتباطات اشاره دارد.
Pull the plug on اما تصویری ترین و غیر منتظره ترین گزینه است و به تصمیمی ناگهانی و اغلب جنجالی برای توقف کامل یک فعالیت یا حمایت اشاره دارد، بدون اینکه فرصت زیادی برای بازگشت وجود داشته باشد.
Stop an activity, متوقف کردن کاری ( معمولا بخاطر کمبود پول )
جمله:The government pulled the plug on the project when it became too expensive.
جمله:The government pulled the plug on the project when it became too expensive.
پایان دادن به کاری. تعطیل کردن یه پروژه