🔸 مثال ها:
"I've been thinking about quitting my job for months. Tomorrow, I'm finally going to pull the pin. "
ماه هاست به ترک کارم فکر می کنم. فردا، بالاخره می خواهم دست به کار شوم و این کار را بکنم.
... [مشاهده متن کامل]
"He's been a firefighter for 30 years, but he's going to pull the pin next spring. "
او سی سال آتش نشان بوده، اما بهار آینده می خواهد بازنشسته شود ( دست بکشد ) .
ماه هاست به ترک کارم فکر می کنم. فردا، بالاخره می خواهم دست به کار شوم و این کار را بکنم.
... [مشاهده متن کامل]
او سی سال آتش نشان بوده، اما بهار آینده می خواهد بازنشسته شود ( دست بکشد ) .
... [مشاهده متن کامل]
✍️عمل کردن به تصمیم یک اصطلاح است به معنای انجام عملی که تغییر یا رویداد قابل توجهی را آغاز می کند، اغلب چیزی که بازگشت ناپذیر است. این اصطلاح از عمل کشیدن پین از یک نارنجک، که آن را آماده انفجار می کند، نشات گرفته است.
✍️✍️به طور نمادین، نمایانگر انجام یک حرکت قاطع یا جسورانه است که واکنش زنجیره ای یا پیامدهای قابل توجهی را آغاز می کند.
👈مترادف؛ Take decisive action, trigger, set off, initiate.
👇مثال؛
از خیر چیزی گذشتن