🔸 معادل فارسی:
• شیرین کاری درآوردن
• حرکتی زدن
• جنجال به پا کردن
🔸 مثال ها:
( احمقانه ) Don't pull any stunts while I'm away.
وقتی من نیستم شیرین کاری در نیار.
( سیاسی ) The opposition party pulled a stunt by walking out of parliament.
... [مشاهده متن کامل]
حزب مخالف با ترک کردن مجلس، یک حرکت نمایشی انجام داد.
( جلب توجه ) He's always pulling stunts to get attention.
او همیشه برای جلب توجه شیرین کاری در میاره.
( فیلم ) The actor insisted on pulling his own stunts in the movie.
آن بازیگر اصرار داشت که صحنه های بدلکاری فیلم را خودش اجرا کند.
• شیرین کاری درآوردن
• حرکتی زدن
• جنجال به پا کردن
🔸 مثال ها:
( احمقانه ) Don't pull any stunts while I'm away.
وقتی من نیستم شیرین کاری در نیار.
( سیاسی ) The opposition party pulled a stunt by walking out of parliament.
... [مشاهده متن کامل]
حزب مخالف با ترک کردن مجلس، یک حرکت نمایشی انجام داد.
( جلب توجه ) He's always pulling stunts to get attention.
او همیشه برای جلب توجه شیرین کاری در میاره.
( فیلم ) The actor insisted on pulling his own stunts in the movie.
آن بازیگر اصرار داشت که صحنه های بدلکاری فیلم را خودش اجرا کند.