pull one over on someone
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• کلاه سر کسی گذاشتن، فریب دادن
• گول زدن، نیرنگ زدن، دوپینگ کردن ( عامیانه )
• کسی را سر کار گذاشتن، از آب گل آلود ماهی گرفتن
• جیب زدن ( در معنای کلاهبرداری )
• ( کمیاب ) نورش کردن، تور پهن کردن برای کسی
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"The mechanic tried to pull one over on me by charging for parts he never installed. "
مکانیک سعی کرد کلاه سرم بگذارد با اینکه برای قطعاتی که هیچوقت نصب نکرده بود پول بگیرد.
"Don't even try to pull one over on me – I know exactly how much this should cost. "
حتی سعی نکن کلاه سر من بگذاری – دقیقاً می دانم این چقدر باید قیمت داشته باشد.
"He pulled one over on the whole company by falsifying his credentials. "
او با جعل مدارکش، کلاه سر کل شرکت گذاشت ( همه را فریب داد ) .
• کلاه سر کسی گذاشتن، فریب دادن
• گول زدن، نیرنگ زدن، دوپینگ کردن ( عامیانه )
• کسی را سر کار گذاشتن، از آب گل آلود ماهی گرفتن
• جیب زدن ( در معنای کلاهبرداری )
• ( کمیاب ) نورش کردن، تور پهن کردن برای کسی
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
مکانیک سعی کرد کلاه سرم بگذارد با اینکه برای قطعاتی که هیچوقت نصب نکرده بود پول بگیرد.
حتی سعی نکن کلاه سر من بگذاری – دقیقاً می دانم این چقدر باید قیمت داشته باشد.
او با جعل مدارکش، کلاه سر کل شرکت گذاشت ( همه را فریب داد ) .
فریب دادن/ حقه زدن/ دست انداختن / گول زدن/. . . . . . . .