pull one's weight


سهم خود را انجام دادن، به سهم خود کارکردن

انگلیسی به انگلیسی

• participate, contribute

پیشنهاد کاربران

معادل کُردی:
له قه ده ر خۆی - لَقَدَرْ خُیْ -
🔸 معادل فارسی:
• سهم خود را انجام دادن
• به اندازه توان خود کار کردن
• تقصیرها را گردن دیگران نینداختن
مثال؛
Everyone needs to pull their weight if we want to finish on time.
اگه می خوایم سر وقت تموم کنیم، همه باید سهم خودشون رو انجام بدن.
...
[مشاهده متن کامل]

She's been pulling her weight since day one – she's a great team player.
از روز اول به اندازه توان خودش کار کرد – او یک بازیکن تیمی عالی است.
You're not pulling your weight in this relationship. I'm the only one who ever compromises.
تو در این رابطه سهم خودت رو انجام نمیدی . من تنها کسی هستم که همیشه کوتاه میام.

He pulled his weight in doing housework.
او به اندازه سهم خود در انجام کار های خانه کار کرد. کانال تلگرام :
@Parsa_English_Vocabulary_Idioms
سهم خود را انجام دادن
مثل بقیه کار کردن
به اندازه بقیه زحمت کشیدن