pull one's leg
/pʊl wʌnz lɛg//pʊl wʌnz lɛg/
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 مثال ها:
( شوخی دوستانه ) A: "I'm quitting my job tomorrow. " B: "Are you pulling my leg?" A: "Yeah, just kidding!"
الف: "فردا کارم رو ول می کنم. " ب: "داری سر به سرم می ذاری؟" الف: "آره، شوخی کردم!"
... [مشاهده متن کامل]
( خانوادگی ) My uncle is always pulling my leg about my cooking.
عمویم همیشه درباره آشپزی ام سر به سرم می ذاره.
( پاسخ به شوخی ) Don't worry, I know you're pulling my leg.
نگران نباش، می دونم داری سرم می ذاری.
( محاوره ) He told me he was a famous actor, but I think he was pulling my leg.
بهم گفت یه بازیگر معروفه، ولی فکر کنم داشت دستم می انداخت.
( شوخی دوستانه ) A: "I'm quitting my job tomorrow. " B: "Are you pulling my leg?" A: "Yeah, just kidding!"
الف: "فردا کارم رو ول می کنم. " ب: "داری سر به سرم می ذاری؟" الف: "آره، شوخی کردم!"
... [مشاهده متن کامل]
( خانوادگی ) My uncle is always pulling my leg about my cooking.
عمویم همیشه درباره آشپزی ام سر به سرم می ذاره.
( پاسخ به شوخی ) Don't worry, I know you're pulling my leg.
نگران نباش، می دونم داری سرم می ذاری.
( محاوره ) He told me he was a famous actor, but I think he was pulling my leg.
بهم گفت یه بازیگر معروفه، ولی فکر کنم داشت دستم می انداخت.
سرکار گذاشتن.
ایستگاه کردن
دست انداختن
شوخی کردن با کسی
گرفتی ما رو؟
مسخرمون کردی؟
کسی را سرکار گذاشتن