pull one's coat

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( اصطلاحی ) کسی را آگاه کردن، چیزی را به او گوشزد کردن
• هشدار دادن، خبر دادن ( مخصوصاً درباره ی مشکلی که فرد از آن بی خبر است )
• ( عامیانه ) کسی را از چیزی باخبر کردن، راهنمایی کردن
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
( هشدار دوستانه ) Let me pull your coat about the boss – he hates being late.
بذار یه چیزی بهت بگم در مورد رئیس – از دیر آمدن متنفره.
( آگاهی دادن ) Nobody pulled his coat that the deal was a scam.
هیچکس بهش نگفت ( آگاهش نکرد ) که اون معامله کلاهبرداریه.
( تذکر رفتاری ) If you don't pull his coat now, he'll keep making that mistake.
اگه الان بهش تذکر ندی، باز هم اون اشتباه رو تکرار می کنه.