pull off feats

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• شاهکار انجام دادن، کارهای بزرگ و دشوار را به انجام رساندن
• موفقیت های چشمگیر کسب کردن
• از پس کارهای سخت و استثنایی برآمدن
• کارهای خارق العاده عملی کردن
🔸 مثال ها:

...
[مشاهده متن کامل]

"The rescue team pulled off incredible feats to save the stranded climbers in the blizzard. "
تیم امداد و نجات شاهکارهای باورنکردنی انجام داد تا کوهنوردان گرفتار در کولاک را نجات دهد.
"He pulled off feats of memory that seemed superhuman, like reciting pi to ten thousand digits. "
او شاهکارهای حافظه ای انجام داد که به نظر فراانسانی می رسید، مثل خواندن عدد پی تا ده هزار رقم.
"How does she keep pulling off such feats with minimal resources?"
چگونه او با حداقل منابع، مدام چنین شاهکارهایی انجام می دهد؟