pull off a heist

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• یک سرقت بزرگ رو با موفقیت اجرا کردن
• یه دزدی حساب شده رو به سرانجام رسوندن
• از پس یه سرقت حرفه ای بر آمدن
• یه عملیات خلاف کارانه رو با موفقیت به پایان رسوندن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• “The gang pulled off a heist and got away with millions of dollars. ”
باند یه سرقت بزرگ رو با موفقیت اجرا کرد و با میلیون ها دلار فرار کرد.
• “It was the perfect plan – they pulled off the heist without leaving a single clue. ”
طرح بی نقصی بود – اونها سرقت رو بدون اینکه حتی یه سرنخ به جا بذارن، با موفقیت انجام دادن.
• “Nobody thought they could pull off a heist like that, but they did it. ”
هیچکس فکر نمی کرد بتونن یه همچین سرقتی رو اجرا کنن، ولی انجامش دادند.
ویژگی های کلیدی:
• این عبارت همیشه بار مثبت از نظر اجرا داره – یعنی تیم دزدها کارشون رو درست انجام دادن ( هرچند کارشون خلافه ) .
• روی موفقیت و مهارت تأکید داره، نه روی خودِ جرم.
• برای سرقت های کوچیک یا معمولی ( مثل کیف قاپی ) استفاده نمی شه – فقط برای عملیات های بزرگ و برنامه ریزی شده.