انجام دادن کاری عجیب، خطرناک یا غیرمنتظره، معمولا برای جلب توجه یا فریب دادن
کاری عجیب کردن، شلوغی به پا کردن، بازی درآوردن
مثال ها:
۱. He pulled a stunt by jumping into the pool fully dressed.
... [مشاهده متن کامل]
او با پریدن به استخر با همان لباس کامل، کاری عجیب انجام داد.
۲. I can't believe you pulled a stunt like that in front of everyone.
باورم نمی شود جلوی همه چنین کاری ( چنین بازی ای ) درآوردی.
۳. The company pulled a stunt to avoid paying taxes.
شرکت برای فرار از پرداخت مالیات بازی درآورد ( حیله ای زد ) .
کاری عجیب کردن، شلوغی به پا کردن، بازی درآوردن
مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او با پریدن به استخر با همان لباس کامل، کاری عجیب انجام داد.
باورم نمی شود جلوی همه چنین کاری ( چنین بازی ای ) درآوردی.
شرکت برای فرار از پرداخت مالیات بازی درآورد ( حیله ای زد ) .