puckered

جمله های نمونه

1. he puckered up his lips for a kiss
لب های خود را برای بوسه غنچه کرد.

2. i puckered my lips into a whistle
لب های خود را برای سوت زدن جمع کردم.

3. zary was wearing a puckered blouse
زری یک بلوز چروکیده پوشیده بود.

4. as soon as she heard shemr's name, her face puckered
تا اسم شمر را شنید چهره اش چین افتاد.

انگلیسی به انگلیسی

• pursed, constricted until tight and wrinkled (i.e. the lips); wrinkled, creased

پیشنهاد کاربران

چین خورده، جمع شده، غنچه شده، چروکیده
تفاوت و نکات مهم
• Puckered صفتی است که به چیزی گفته می شود که سطح آن بر اثر کشیدگی، دوخت، جمع شدن یا انقباض، چین خورده یا جمع شده باشد.
• با wrinkled تفاوت دارد. Wrinkled به چروک های معمولی ( مثلاً روی پوست یا لباس ) اشاره دارد، اما puckered یعنی سطح به صورت موضعی به داخل کشیده و جمع شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

• با crumpled تفاوت دارد. Crumpled به چیزی گفته می شود که مچاله شده باشد، اما puckered لزوماً مچاله نیست؛ فقط چین ها یا جمع شدگی های موضعی دارد.
• در مورد لب ها، puckered به حالتی گفته می شود که لب ها برای بوسیدن یا سوت زدن جمع شده باشند.
• در خیاطی، این واژه به پارچه ای اشاره دارد که به دلیل دوخت نامناسب یا کشش نخ، چین خورده باشد.
کاربردهای رایج
puckered lips = لب های غنچه شده
puckered skin = پوست چین خورده
a puckered face = صورتی جمع شده یا چین خورده
puckered fabric = پارچه چین خورده
the seam puckered = درز پارچه چین خورد یا جمع شد

puckered
چروکیده، چروک شده،