انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
( صفت و اسم – روانشناسی قدیم، تا حدی منسوخ )
🔸 معادل فارسی:
• روان نژند ( معادل دقیق و تخصصی )
• مبتلا به روان نژندی ( نوروز )
• ( در بافت عامیانه/قدیمی ) آدم دمدمی، عصبی، ناآرام
• ( تحقیرآمیز ) اختلال روانی خفیف داشتن
... [مشاهده متن کامل]
یک صفت است که شخصی را توصیف می کند که تحت تأثیر روان نژندی است. روان نژندی یک اختلال شخصیت عملکردی است که با مزاحمت علائم عاطفی مانند ترس های مرموز ، افکار وسواسی یا حالات افسردگی مشخص می شود ، اما بدون سازماندهی شخصیت ناخوشایند یا از دست دادن تماس با واقعیت. علائم عصبی به طور کلی به عنوان مکانیسم های دفاعی اغراق آمیز ناشی از تلاش های ناخودآگاه برای مقابله با درگیری های داخلی و اضطراب ایجاد شده در نظر گرفته می شود.
🔸 معادل فارسی:
• روان نژند ( معادل دقیق و تخصصی )
• مبتلا به روان نژندی ( نوروز )
• ( در بافت عامیانه/قدیمی ) آدم دمدمی، عصبی، ناآرام
• ( تحقیرآمیز ) اختلال روانی خفیف داشتن
... [مشاهده متن کامل]
یک صفت است که شخصی را توصیف می کند که تحت تأثیر روان نژندی است. روان نژندی یک اختلال شخصیت عملکردی است که با مزاحمت علائم عاطفی مانند ترس های مرموز ، افکار وسواسی یا حالات افسردگی مشخص می شود ، اما بدون سازماندهی شخصیت ناخوشایند یا از دست دادن تماس با واقعیت. علائم عصبی به طور کلی به عنوان مکانیسم های دفاعی اغراق آمیز ناشی از تلاش های ناخودآگاه برای مقابله با درگیری های داخلی و اضطراب ایجاد شده در نظر گرفته می شود.
خانم ها و آقایون گل،
معنی این کلمه میشه فرد مبتلا به اختلالات روان رنجوری.
psychoneurotics هم جمع این کلمه هست که میشه افراد مبتلا به اختلالات روان رنجوری.
معنی این کلمه میشه فرد مبتلا به اختلالات روان رنجوری.
psychoneurotics هم جمع این کلمه هست که میشه افراد مبتلا به اختلالات روان رنجوری.