pry open

پیشنهاد کاربران

1. ( استعاری – اطلاعاتی ) : بیرون کشیدن اطلاعات یا رازی از کسی که نمی خواهد آن را بگوید.
مثال: The detective pried open his alibi with careful questioning.
کارآگاه با سؤالات دقیق، پوشش او را شکافت و حقیقت را بیرون کشید.
...
[مشاهده متن کامل]

2 . ( استعاری – احساسی ) : گشودن فضای عاطفی یا ذهنی بسته.
مثال: It took months to pry open her shell of silence.
ماه ها طول کشید تا پوسته سکوتش را بشکافیم.

با فشار باز کردن
به زور بیرون کشیدن/جدا کردن/ باز کردن
به سختی باز کردن