propitiation

/prəˌpɪʃɪˈeɪʃn̩//prəˌpɪʃɪˈeɪʃn̩/

معنی: دلجویی، استمالت، فرونشاندن خشم وغضب
معانی دیگر: دلجویی، فرونشاندن خشم وغضب، استمالت
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: an act or instance of appeasing or conciliating.
مترادف: appeasement, conciliation, pacification
مشابه: accommodation, mollification, palliation, placation

(2) تعریف: something that appeases or conciliates.
مشابه: accommodation, appeasement, palliation, redress, sop, unction

جمله های نمونه

1. The mechanism of propitiation carries with it covert hostility.
[ترجمه ترگمان]به این ترتیب، mechanism که به مذهب کاتولیک روی آورده اند، به دشمنی پنهانی با آنان ادامه می دهد
[ترجمه گوگل]مکانیسم مقابله با آن، خصومت مخفی را به همراه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Propitiation is mentioned here because it has a diagnostic value.
[ترجمه ترگمان]propitiation به این دلیل در اینجا ذکر شده است که دارای ارزش تشخیصی است
[ترجمه گوگل]پیشگویی در اینجا ذکر شده است زیرا دارای ارزش تشخیصی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Now we are upon Christ as our propitiation place where God and we can justify one another.
[ترجمه ترگمان]اکنون ما به صورت مسیح در جایی هستیم که خدا و ما می توانیم یکدیگر را توجیه کنیم
[ترجمه گوگل]حالا ما بر مسیح به عنوان مکان مقدس ما که خدا و ما می توانیم یکدیگر را توجیه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Offerings of propitiation, to appease the wrath of an offended God, or to satisfy the demands of justice, have been common in every period of the world.
[ترجمه ترگمان]پیشنهاداتی برای رفع خشم یک خدای offended یا ارضای خواسته های عدالت در هر دوره از جهان متداول بوده است
[ترجمه گوگل]ارائه هرگونه تساهل و تسلیم شدن برای خشم خدای متجاوز، یا برای رفع خواسته های عدالت، در هر دوره ای از جهان بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Whom God hath proposed to be a propitiation, through faith in his blood, to the shewing of his justice, for the remission of former sins.
[ترجمه ترگمان]که خدا به او تلقین کرده است که به خاطر آمرزش گناهان سابق، به جای آنکه به او ایمان داشته باشد، به او اعتماد داشته باشد
[ترجمه گوگل]از نظر ایمان به خون او، خداوند، برای رسیدن به گناهان قبلی، برای تحقق عدالت خود، از طریق ایمان به خداوند متعال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Of or offered in propitiation; conciliatory.
[ترجمه ترگمان] یا برای آسایش و صلح پیشنهاد دادن
[ترجمه گوگل]یا در معرض تسلیم؛ تساهل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Reconciliation in relation to man and Propitiation in relation to God.
[ترجمه ترگمان]آشتی در رابطه با انسان و propitiation در رابطه با خدا
[ترجمه گوگل]انطباق در رابطه با انسان و ارتقاء در رابطه با خدا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Gifts given without cause and beyond the ability to expend, self-sacrifices which seem so noble at the time compose propitiation.
[ترجمه ترگمان]دادن هدایایی که بدون دلیل و فراتر از توانایی برای صرف، خود - که در آن زمان نجیب به نظر می رسد، تسلی بخش است
[ترجمه گوگل]هدیه بدون علت و فراتر از توانایی صرف کردن، خودخواهی، که در آن زمان به لحاظ شرافتمندانه به نظر می رسد بسیار شریف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. His death was a sacrifice to God and a propitiation for the remission of sins.
[ترجمه ترگمان]مرگ او برای خداوند و طلب مغفرت برای گناهان بود
[ترجمه گوگل]مرگ او فداکاری برای خدا و تسلیم شدن برای آزادی گناهان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The observances enjoined by Rome had failed to bring peace of soul, and in faith they accepted the Saviour's blood as their propitiation.
[ترجمه ترگمان]The که روم به روم سفارش داده بود در بازگرداندن آرامش روح عاجز مانده بود، و به اعتقاد آنان، آنان خون مسیح را به عنوان propitiation خود پذیرفتند
[ترجمه گوگل]رعایت احتیاج به روم موجب صلح روح شده بود و در ایمان آنها خون نجات دهنده را پذیرفته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. You shall do no servile work in the time of this day: because it is a day of propitiation, that the Lord your God may be merciful unto you.
[ترجمه ترگمان]شما در این روز کار servile انجام نخواهید داد، چون آن روز موعود است، و خداوند به شما رحمت خواهد کرد
[ترجمه گوگل]در این روز کاری را انجام نخواهید داد، زیرا روزی است که از جانب خداوند، خدای شما، برای شما مهربان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The 4 parts are Substitution for sinners, Redemption in relation to sin, Reconciliation in relation to man and Propitiation in relation to God.
[ترجمه ترگمان]چهار بخش عبارتند از: جایگزینی برای گناهکاران، رستگاری در رابطه با گناه، آشتی در رابطه با انسان و propitiation در رابطه با خدا
[ترجمه گوگل]4 بخش جایگزینی برای گناهکاران، رستگاری در ارتباط با گناه، سازگاری در رابطه با انسان و ارتداد در رابطه با خدا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Polly only thought, at that time, of improving on her successful propitiation of Miss Nipper, and devising some means of having little Florence aide her, lawfully, and without rebellion.
[ترجمه ترگمان]پولی بود که در آن زمان، در آن زمان، در آن زمان، پولی را که به او گفته بود، به نحو احسن انجام داده بود، و به این نتیجه رسیده بود که فلورانس را، قانونا و قانونی، و بدون عصیان، نشان می دهد
[ترجمه گوگل]پولی فقط در آن زمان تصور کرد که در مورد تسامح موفقیت آمیزش از خانم نایپر بهتر است و برخی از ابزارهایی را برای کمک به فلورانس خود، به طور قانونی و بدون شورش، طراحی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In I John 2:1 we see our defense Attorney: "We have an advocate with the Father, Jesus Christ the righteous, and he is the propitiation for our sins. "
[ترجمه ترگمان]در I جان ۲: ۱، وکیل مدافع مان را می بینیم که می گوید: \" ما یک مدافع با پدر، عیسی مسیح و درستکار داریم و به گناهان ما propitiation \"
[ترجمه گوگل]در من جان 2 1 ما وکیل مدافع ما را می بینیم: ما با پدر، عیسی مسیح صالح، طرفدار داریم و او برای گناهان ما مقدس است '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دلجویی (اسم)
affability, appeasement, propitiation, caress, mollification

استمالت (اسم)
propitiation

فرونشاندن خشم و غضب (اسم)
propitiation

به انگلیسی

• appeasement; satisfaction of another; atonement

ارتباط محتوایی

معنی اصلیدلجویی، استمالت، فرونشاندن خشم وغضبمعانی متفرقهدلجویی، فرونشاندن خشم وغضب، استمالتبررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: an act or instance of appeasing or conciliating. • مترادف: appe ...جمله های نمونه1. The mechanism of propitiation carries with it covert hostility. [ترجمه ترگمان] به این ترتیب، ...مترادفدلجویی ( اسم ) affability, appeasement, propitiation, caress, mollification استمالت ( اسم ) pro ...انگلیسی به انگلیسیappeasement; satisfaction of another; atonement
معنی propitiation، مفهوم propitiation، تعریف propitiation، معرفی propitiation، propitiation چیست، propitiation یعنی چی، propitiation یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف p، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف p، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف p، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف p
کلمه بعدی: propitiator
اشتباه تایپی: حقخحهفهشفهخد
آوا: /پرپیتیتین/
عکس propitiation : در گوگل
معنی propitiation

معنی یا پیشنهاد شما