pronoun

/ˈproʊnaʊn//ˈprəʊnaʊn/

معنی: ضمیر
معانی دیگر: (دستور زبان) ضمیر، جانام (مانند: he یا her یا which یا you یا anybody)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: in grammar, a word that substitutes for a noun or noun phrase, such as "he," "it," "someone," "myself," or "those".

جمله های نمونه

1. personal pronoun
ضمیر شخصی

2. plural pronoun
ضمیر جمع

3. possessive pronoun
ضمیر ملکی

4. a reciprocal pronoun
ضمیر دوسویه

5. a relative pronoun like "which"
ضمیر موصولی مانند "which"

6. an indefinite pronoun
ضمیر ناشناخته،ضمیر مبهم،ضمیرنامعین

7. "her" is a feminine pronoun
"she" عبارت است از یک ضمیر مادین (مونث).

8. "it" is an impersonal pronoun
"it" یک ضمیر غیر شخصی است.

9. "this" is a demonstrative pronoun
"this" ضمیر اشاره است.

10. the agreement of a verb and the pronoun that precedes it
مطابقت فعل با ضمیری که قبل از آن می آید

11. Most transitive verbs can take a reflexive pronoun.
[ترجمه گوگل]اکثر افعال متعدی می توانند یک ضمیر بازتابی بگیرند
[ترجمه ترگمان]بیشتر افعال می توانند یک pronoun انعکاسی داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A reflexive pronoun can also be used as the indirect object of a verb.
[ترجمه گوگل]یک ضمیر بازتابی همچنین می تواند به عنوان مفعول غیرمستقیم یک فعل استفاده شود
[ترجمه ترگمان]یک pronoun می تواند به عنوان هدف غیرمستقیم of استفاده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The relative pronoun is often dropped if it is the object.
[ترجمه گوگل]ضمیر نسبی اگر مفعول باشد اغلب حذف می شود
[ترجمه ترگمان]در صورتی که این شی مورد نظر باشد، pronoun نسبی حذف می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. White is the pronoun of chasteness, nobility, chilly.
[ترجمه گوگل]سفید ضمیر عفت، شرافت، سرد است
[ترجمه ترگمان]سفید عبارت است از chasteness، اشراف، سردی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. In the phrase 'you are', the verb 'are' is in the second person and the word 'you' is a second-person pronoun.
[ترجمه مرضیه] در عبارت ( تو هستی ) ، فعل هستی دوم شخص است و کلمه تو ضمیر اسمی دوم شخص است
|
[ترجمه گوگل]در عبارت «تو هستی»، فعل «آری» به صورت دوم شخص و کلمه «تو» ضمیر دوم شخص است
[ترجمه ترگمان]در عبارت شما، فعل در شخص دوم است و کلمه شما (pronoun)شخص دوم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. In stories the subject often comes after said, says or say when it follows the actual words spoken, unless it is a pronoun. Be quiet, I have something to say.
[ترجمه گوگل]در داستان‌ها، موضوع اغلب پس از گفته‌ها، گفتن یا گفتن می‌آید که به دنبال کلمات واقعی گفته شده باشد، مگر اینکه ضمیر باشد ساکت باش من حرفی برای گفتن دارم
[ترجمه ترگمان]در داستان هایی که این موضوع اغلب بعد از آن صورت می گیرد، می گوید، و یا زمانی که کلمات واقعی را دنبال می کند، می گوید، مگر اینکه یک pronoun باشد ساکت باش، چیزی برای گفتن دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ضمیر (اسم)
heart, ego, mind, conscience, pronoun, soul

به انگلیسی

• (grammar) word used to replace nouns and noun phrases (she, we, this, etc.)
in grammar, a pronoun is a word which is used instead of a noun or noun group to refer to someone or something. `he', `she', `them', and `something' are pronouns.

پیشنهاد کاربران

ضمیر
Pro noun یعنی چی؟
Pro به معنی چی و noun به معنی چی و از کدام کلمه گرفته شده است
جانام، فرانام، جای نام، پس نام
ضمایر، که
I
You
We
She
He
They
It
یک دسته از اون حساب میشع، ( اینستا:a. to. z_english )
فرانام= ضمیر
Subject میشه فاعل
۲ نوع فاعل داریم :
۱. اسامی خاص : مثل علی یا دیوید یا مایکل یا لارن
۲. ضمیر که میشه همون pronoun

ضمیر اسمیه که اسم خاص نیست ولی به جای اسم ها می نشینه

دو نوع ضمیر داریم :
۱. مفرد singular
I / you / he / she / it

۲. جمع plural
We
You
They
pronoun ( زبان‏شناسی )
واژه مصوب: ضمیر
تعریف: یکی از اقسام کلمه که به جای اسم یا گروه اسمی می نشیند
ضمیر : که انواعی دارد
1. possessive pronoun
reflexive pronoun
3. indefinite pronoun
4. definite pronoun
5. object pronoun
6. subject pronoun
7, impersonal pronoun
8. personal pronoun
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما