project influence

پیشنهاد کاربران

🔸�معادل فارسی:
• اعمال نفوذ
• بسط دادن تأثیر
• تحمیل کردن نفوذ / گسترش دادن تأثیرگذاری
🔸�مثال ها:
The company tried to project influence in the regional market through strategic partnerships.
...
[مشاهده متن کامل]

این شرکت تلاش کرد از طریق شراکت های استراتژیک در بازار منطقه ای نفوذ خود را اعمال کند.
Leaders often project influence by controlling the narrative in the media.
رهبران اغلب با کنترل روایت در رسانه ها، نفوذ خود را گسترش می دهند.
She knows how to project influence without being aggressive.
او می داند چگونه بدون پرخاشگری، نفوذ خود را اعمال کند.