profit off

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از چیزی سود بردن / به جیب زدن
• از موقعیت سوءاستفاده کردن و پول درآوردن
• کاسبی کردن از / بهره کشی مالی کردن
• از فرصت به نفع خود استفاده کردن
🔸 مثال ها:
• The idea of the president profiting off his time in office is troubling.
...
[مشاهده متن کامل]

این ایده که رئیس جمهور از دوران حضورش در قدرت سود ببرد، نگران کننده است.
• Critics say he profited off the pandemic.
منتقدان می گویند او از پاندمی به جیب زد.
• Companies are profiting off people's fears.
شرکت ها از ترس مردم کاسبی می کنند.

عبارت **"profit off"** یک اصطلاح رایج در انگلیسی است که معمولاً در زمینه های اقتصادی یا تجاری استفاده می شود. این عبارت به معنای **سود بردن از چیزی یا کسی** است، اما بسته به **context** ( زمینه ) می تواند معانی و کاربردهای مختلفی داشته باشد. در ادامه، اطلاعات کامل درباره این عبارت ارائه می شود:
...
[مشاهده متن کامل]

- - -
### **معنی و کاربرد**
- **معنی کلی:**
عبارت **"profit off"** به معنای **سود بردن از یک موقعیت، فرصت یا فرد** است. این سود می تواند مالی، استراتژیک یا حتی احساسی باشد.
مثال:
- *"The company profited off the new technology. "*
( شرکت از فناوری جدید سود برد. )
- *"He profited off his friend's connections to get the job. "*
( او از ارتباطات دوستش برای گرفتن شغل سود برد. )
- **معنی منفی:**
گاهی این عبارت می تواند معنای **منفی** داشته باشد، به ویژه وقتی به **سود بردن از دیگران به شیوه ای غیراخلاقی** اشاره می کند.
مثال:
- *"Some people profit off the suffering of others. "*
( بعضی افراد از رنج دیگران سود می برند. )
- - -
### **ساختار گرامری**
- **"Profit off"** معمولاً به صورت **فعل حرف اضافه** استفاده می شود و به دنبال آن یک **اسم** یا **ضمیر** می آید.
مثال:
- *"They profited off the market boom. "*
( آنها از رونق بازار سود بردند. )
- *"She profited off her investments. "*
( او از سرمایه گذاری هایش سود برد. )
- - -
### **مترادف ها ( Synonyms ) **
۱. **Benefit from** ( سود بردن از ) :
*"They benefited from the new policy. "*
۲. **Capitalize on** ( استفاده بهینه از ) :
*"He capitalized on the opportunity to expand his business. "*
۳. **Exploit** ( بهره برداری کردن ) :
*"Some companies exploit natural resources without considering the environment. "*
- - -
### **متضادها ( Antonyms ) **
۱. **Lose from** ( ضرر کردن از ) :
*"They lost from the economic downturn. "*
۲. **Miss out on** ( از دست دادن فرصت ) :
*"She missed out on the chance to invest early. "*
- - -
### **تفاوت با عبارات مشابه**
- **"Profit off" vs "Profit from":**
- هر دو به معنای **سود بردن** هستند، اما **"profit off"** گاهی بار معنایی **منفی** دارد ( مثل سود بردن از دیگران ) .
- **"Profit from"** خنثی تر است و بیشتر در موقعیت های تجاری یا اقتصادی استفاده می شود.
مثال:
- *"The company profited from the new law. "* ( خنثی )
- *"He profited off his friend's kindness. "* ( منفی )
- - -
### **نکات فرهنگی**
- در **اقتصاد و تجارت**، این عبارت اغلب برای توصیف سودآوری شرکت ها یا افراد استفاده می شود.
- در **گفتگوهای روزمره**، ممکن است برای اشاره به **سوءاستفاده** از یک موقعیت یا فرد به کار رود.
- در **رسانه ها**، گاهی برای انتقاد از کسانی که از شرایط دشوار دیگران سود می برند، استفاده می شود.
- - -
### **نمونه های کاربردی**
۱. **در تجارت:**
*"The startup profited off the growing demand for online services. "*
( استارت آپ از افزایش تقاضا برای خدمات آنلاین سود برد. )
۲. **در گفتگوهای روزمره:**
*"He always tries to profit off other people's hard work. "*
( او همیشه سعی می کند از زحمت دیگران سود ببرد. )
۳. **در رسانه ها:**
*"Some companies profit off natural disasters by raising prices. "*
( بعضی شرکت ها با افزایش قیمت ها از بلایای طبیعی سود می برند. )

make money out of something or someone
To profit off them means you exploit them
سود کردن - پول در آوردن ( با معنای منفی )